1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

چون تو هَستی هَمه هَســت

شروع موضوع توسط Gøłšαツ ‏Jun 25, 2017 در انجمن شعر و مشاعره

  1. IMG_20170618_224204.
    هشیار سری بود ز سودای تو مست:hungover::207:
    خوش آنکه ز روی تودلش رفت ز دست:215:

    بی‌تو همه هیچ نیست در ملک وجود:hurting::dead:
    ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست:251::162:

    #سعدی
     

    موضوعات مشابه

    Admin، Paras______2، bashir.007 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Love-photos-Amazing-ir-221.


    ای یار جفاکرده پیوندبریده:1banghead:
    این بود وفاداری و عهد تو ندیده:bored:

    در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
    گرگ دهن آلوده یوسف ندریده:depressed::grumpy:

    ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
    افسانه مجنون به لیلی نرسیده:hurting::dead:

    در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
    از خواب نباشد مگر انگشت گزیده:bucktooth::redface:

    بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
    چون طفل دوان در پی گنجشک پریده:frown::unsure:

    مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
    الا به کمان مهره ابروی خمیده:rolleyes::sick:

    میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
    غمزت به نگه کردن آهوی رمیده

    گر پای به در می‌نهم از نقطه شیراز
    ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده

    با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
    رفتیم دعاگفته و دشنام شنیده

    روی تو مبیناد دگر دیده سعدی
    گر دیده به کس بازکند روی تو دیده:shy::shamefullyembarrased:
     
    Admin، meshkat1371، Paras______2 و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. 500x500_1441194225807492.

    نگویم آب و گلست آن وجود روحانی:O_o:
    بدین کمال نباشد جمال انسانی:stop:

    اگر تو آب و گلی همچنان که سایر خلق
    گل بهشت مخمر به آب حیوانی:muted:

    به هر چه خوبتر اندر جهان نظر کردم
    که گویمش به تو ماند تو خوبتر ز آنی:inlove::1kiss:

    وجود هر که نگه می‌کنم ز جان و جسد
    مرکبست و تو از فرق تا قدم جانی:shy::shamefullyembarrased:

    گرت در آینه سیمای خویش دل ببرد
    چو من شوی و به درمان خویش درمانی:x3::wink:

    دلی که با سر زلفت تعلقی دارد
    چگونه جمع شود با چنان پریشانی

    مرا که پیش تو اقرار بندگی کردم
    رواست گر بنوازی و گر برنجانی

    ولی خلاف بزرگان که گفته‌اند مکن
    بکن هر آن چه بشاید نه هر چه بتوانی

    طمع مدار که از دامنت بدارم دست
    به آستین ملالی که بر من افشانی

    فدای جان تو گر من فدا شوم چه شود
    برای عید بود گوسفند قربانی

    روان روشن سعدی که شمع مجلس توست
    به هیچ کار نیاید گرش نسوزانی:295:
     
    Admin، meshkat1371، Paras______2 و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. 500x500_1441194225807492.

    نگویم آب و گلست آن وجود روحانی:O_o:
    بدین کمال نباشد جمال انسانی:stop:

    اگر تو آب و گلی همچنان که سایر خلق
    گل بهشت مخمر به آب حیوانی:muted:

    به هر چه خوبتر اندر جهان نظر کردم
    که گویمش به تو ماند تو خوبتر ز آنی:inlove::1kiss:

    وجود هر که نگه می‌کنم ز جان و جسد
    مرکبست و تو از فرق تا قدم جانی:shy::shamefullyembarrased:

    گرت در آینه سیمای خویش دل ببرد
    چو من شوی و به درمان خویش درمانی:x3::wink:

    دلی که با سر زلفت تعلقی دارد
    چگونه جمع شود با چنان پریشانی

    مرا که پیش تو اقرار بندگی کردم
    رواست گر بنوازی و گر برنجانی

    ولی خلاف بزرگان که گفته‌اند مکن
    بکن هر آن چه بشاید نه هر چه بتوانی

    طمع مدار که از دامنت بدارم دست
    به آستین ملالی که بر من افشانی

    فدای جان تو گر من فدا شوم چه شود
    برای عید بود گوسفند قربانی

    روان روشن سعدی که شمع مجلس توست
    به هیچ کار نیاید گرش نسوزانی:295::162:
     
    Admin، Paras______2، bashir.007 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. 500x500_1441194225807492.

    نگویم آب و گلست آن وجود روحانی:O_o:
    بدین کمال نباشد جمال انسانی:stop:

    اگر تو آب و گلی همچنان که سایر خلق
    گل بهشت مخمر به آب حیوانی:muted:

    به هر چه خوبتر اندر جهان نظر کردم
    که گویمش به تو ماند تو خوبتر ز آنی:inlove::1kiss:

    وجود هر که نگه می‌کنم ز جان و جسد
    مرکبست و تو از فرق تا قدم جانی:shy::shamefullyembarrased:

    گرت در آینه سیمای خویش دل ببرد
    چو من شوی و به درمان خویش درمانی:x3::wink:

    دلی که با سر زلفت تعلقی دارد
    چگونه جمع شود با چنان پریشانی

    مرا که پیش تو اقرار بندگی کردم
    رواست گر بنوازی و گر برنجانی

    ولی خلاف بزرگان که گفته‌اند مکن
    بکن هر آن چه بشاید نه هر چه بتوانی

    طمع مدار که از دامنت بدارم دست
    به آستین ملالی که بر من افشانی

    فدای جان تو گر من فدا شوم چه شود
    برای عید بود گوسفند قربانی

    روان روشن سعدی که شمع مجلس توست
    به هیچ کار نیاید گرش نسوزانی:295::162:
     
    Admin، Paras______2، bashir.007 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مرا به سفره ای از شعر و شور مهمان کن
    هزار قصه بگو با من از زبان دلت
    تمام خستگی ام را به دست جاده بده
    مرا همیشه نگه دار در امان دلت …
     
    Admin از این پست تشکر کرده است.

کلمات جستجو شده:

  1. ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست